رمانتهکوک"پارت9" ( شکوفه های بارانی )
(ویوتهیونگ)
خداحافظی کردم و از مغازه بیرون اومدم. سوار ماشین شدم. ماشینو روشن کردم و بدون تردید پامو گذاشتم رو گاز. پشت چراغ قرمز بودم که قطره های روی شیشه توجهمو جلب کرد. درحالیکه بهشون نگاه میکردم همچنان به جونگ کوک فکر میکردم.
+ اون واقعا هنرش بی نظیر بود. استعدادش حرف نداره.
توی فکر بودم که صدای پیام ، کاملا منو از فکر بیرون آورد. گوشیمو برداشتم روشن کردم.
️
(ویوتهیونگ)
خداحافظی کردم و از مغازه بیرون اومدم. سوار ماشین شدم. ماشینو روشن کردم و بدون تردید پامو گذاشتم رو گاز. پشت چراغ قرمز بودم که قطره های روی شیشه توجهمو جلب کرد. درحالیکه بهشون نگاه میکردم همچنان به جونگ کوک فکر میکردم.
+ اون واقعا هنرش بی نظیر بود. استعدادش حرف نداره.
توی فکر بودم که صدای پیام ، کاملا منو از فکر بیرون آورد. گوشیمو برداشتم روشن کردم.
️
1.0
عاشقانه فلسفی عشق یک طرفه تاورمان شکوفههای بارانی تامل در هنر در این بخش از رمانتهکوک، نویسنده با ظرافت به تاثی...