حسرت جوانی در شعر شهریار؛ گله از زندگانیم:
در روانشناسی به پدیده «خودِ ممکن» برمیخوریم: نسخههایی از خود که میتوانستیم باشیم. حسرت جوانی معمولاً نه سوگ گذشته، بلکه شکاف میان خودِ ایدهآل و خودِ واقعی است. پژوهشها نشان میدهند اگر این شکاف به «خودِ باید» تبدیل شود، افسردگی خفیف میآفریند؛ اما اگر به «خودِ آرمانی» بدل شود، به موتور انگیزه تبدیل میشود. جوانیِ ازدسترفته را سوگواریم یا فقدان انتخابهای نساخته را؟
راهکار:
این بیت را میتوان گفتوگوی دو نسخه از خود دانست: جوانیای که از زندگی گله دارد و زندگیای که از جوانی شرمنده است. این شکاف میان انتظار و واقعیت، اگر نامگذاری شود، از فشار پنهانش کاسته میشود و به دیدهشدنِ نسخههای محققنشدهات کمک میکند.