شعری درباره خیانت و تنهایی بر مزار:
آیا میدانستی که در روانشناسی، «خیانت از پشت» دقیقاً با مکانیزمی به نام «ناهماهنگی شناختی» گره خورده؟ وقتی کسی که به او اعتماد داری، ناگهان ضربه میزند، مغزت برای حفظ تصویر قبلی از او، واقعیت را انکار میکند – برای همین است که دردش چند برابر میشود. قدیمیترین سنگقبرهای جهان هم از سومر باستان به جا مانده و رویشان نفرینهایی شبیه «هر که این قبر را بشکند، خدایان نابودش کنند» نوشته شده. اینجا اما نویسنده میخواهد حتی گریه را ممنوع کند – چرا مرز میان عشق و انتقام اینقدر باریک است؟
راهکار:
این شعر، تصویری عمیق از تنهایی پس از خیانت را نشان میدهد. اگر بخواهی آن را گسترش دهی، میتوانی روایت را از زاویهٔ شخص «خنجرزننده» بنویسی – چه حسی دارد کسی که قبر را میخواند اما خودش همان خنجر را زده؟