معنای لبخند و تنهایی در شهر:
شعری که گذشت زمان در غیاب معشوق را به «سال قیامت» تشبیه میکند، ناخودآگاه یادآور نظریه نسبیت خاص اینشتین است: برای ناظرانی که در شرایط احساسی متفاوتی هستند، زمان به صورت یکسان نمیگذرد. آیا این ادراک کشدار و دردناک از زمان، یک توهم است یا واقعیتی فیزیکی؟
راهکار:
این حس شدید وابستگی و گذشت زمانِ بیمعنا در غیاب معشوق، یادآور مفهوم «انقباض زمان» در روانشناسی است؛ وقتی انتظار یا تنهایی، درک ما از زمان را مخدوش میکند. شاید بتوان این حس را در قالب یک داستان کوتاه یا نامهای به همان شخص، بسط داد.