به نام خدای روزهایی که گذشت؛ توکل و گذر زمان:
هر بار که به «روزهای گذشته» فکر میکنی، مغزت همان خاطره را از صفر بازسازی میکند، نه پخش کردن یک فیلم؛ سیناپسها فعال میشوند و خاطره کمی جابهجا، کمرنگ یا حتی بازنویسی میشود. یعنی امروزت داری دیروزت را تغییر میدهی؛ پس «خدای روزهای گذشته» درواقع خدای همین لحظهی اکنون هم هست. آیا این یعنی گذشته هم زنده است؟
راهکار:
این جمله را میتوان آینهی امروز دید؛ «خدای روزهای گذشته» فقط با «امروزِ» ساختهشده از آن معنا پیدا میکند. پس گذشته مقصد نیست، نقطهی اتکایی است برای قدمهای تازه.