جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

رمان فانتزی تاریخی

1 پست
متن های رمان فانتزی تاریخی / بهترین متن رمان فانتزی تاریخی [پیشنهادی]
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
چشم قرمز
☆پارت دوم☆
و سریع به جلوم نگاه کردم و چشممو از روش برداشتم. یه مرد دیگه وارد اتاق شد تعظیم کرد و گفت: سرورم خبری دارم براتون ارتش لی نا از شمال شروع به حرکت کردن و دارن به سمت ارتش ما در سرزمین خله میرن . (وای یعنی من الان چیکار کنم چطوری اخه میتونم یه ارتشو فرماندهی کنم اوه من من خاطرات این بدنو یادم میاد باید از خاطراتش استفاده کنم ) ️
1.0
فانتزی و تخیلی تاریخی داستان نویسی با خاطرات فرماندهی ارتش در داستان نبرد ارتش لی نا رمان فانتزی تاریخی
در روانشناسی، پدیده «حافظه بدنی» یا «حافظه عضلانی»...

فرماندهی ارتش با خاطرات یک بدن بیگانه:

در روانشناسی، پدیده «حافظه بدنی» یا «حافظه عضلانی» وجود دارد که در آن بدن، خاطراتی را خارج از آگاهی ذهن نگه می‌دارد. جالب‌تر، مفهوم «حافظه اپیزودیک کاذب» است که در آن فرد خاطرات مفصلی از زندگی شخص دیگری را به اشتباه به عنوان خاطرات خود تجربه می‌کند، گویی در بدنی بیگانه اسیر شده‌است. اگر خاطرات یک فرمانده کهنه‌کار در ذهن شما باشد، آیا اولین فرمان شما دفاع است یا حمله؟

راهکار:

برای گسترش این صحنه، میتوانید لحظه‌ای را بنویسید که شخصیت اصلی، اولین فرمان استراتژیک را با تلفیق خاطرات ناخودآگاه و ترس کنونی صادر می‌کند و واکنش اطرافیان را نشان می‌دهد.

مشابه ها