جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

رهایی از زمان

3 پست
متن های رهایی از زمان / بهترین متن رهایی از زمان [پیشنهادی]
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
࿓𖥔˚.فارغ مرا ز رهگذر صبح و شام کن
کار مرا به گردش چشمی تمام کن.࿓𖥔˚️
4.3
عاشقانه شعر نگاه معشوق شعر عاشقانه گردش چشم رهایی از زمان
مطالعات عصب‌شناسی نشان می‌دهد که وقتی عاشق می‌شویم...

شعر نگاه معشوق: فارغ مرا ز رهگذر صبح و شام:

مطالعات عصب‌شناسی نشان می‌دهد که وقتی عاشق می‌شویم، بخش‌هایی از مغز که مسئول درک زمان هستند، فعالیتشان کاهش می‌یابد. به همین دلیل است که لحظات با معشوق بی‌زمان به نظر می‌رسد. آیا شما هم حس کرده‌اید که یک نگاه می‌تواند تمام روزتان را بسازد؟

راهکار:

این بیت به ما یادآوری می‌کند که عشق می‌تواند زمان را معلق کند. شاید نیازی به تلاش زیاد نباشد؛ یک نگاه خالص می‌تواند همه چیز را تغییر دهد.

بعد 𝐓𝐎 بعدی نی-
El meu Manny.🧘🏻‍♀️💗 ️
1.0
فلسفی روانشناسی ذهن‌آگاهی مانی رهایی از زمان بعد تو بعدی نیست
مغز ما یک شبکه‌ی پیش‌فرض (Default Mode Network) دا...

بعد تو بعدی نیست؛ ذهن‌آگاهی و رهایی از زمان:

مغز ما یک شبکه‌ی پیش‌فرض (Default Mode Network) دارد که مدام آینده را شبیه‌سازی می‌کند و ما را در «اگر بعدش چی؟» غرق می‌کند. در مدیتیشن عمیق، فعالیت این شبکه افت شدیدی پیدا می‌کند و برای نخستین بار طعم «بعدی نیست» را می‌چشیم. از قضا «مانی» ریشه در واژه‌ی اوستایی «مئنی» به معنای ذهن دارد؛ انگار ذهن با خودش قرار می‌گذارد که زمان را متوقف کند.

راهکار:

این احساس که «بعدی» وجود ندارد، همان لحظه‌ی رها شدن از چرخه‌ی بی‌پایان «بایدها»ست. در ذن به آن «ساتوری» می‌گویند؛ یعنی نگاه کردن به زندگی، نه از پنجره‌ی زمان، که از پنجره‌ی بودن.

نصب برنامه اندروید تاوبیو
پارت ۱۰

رادین در حالی که در میانِ عقربه‌هایِ غول‌پیکر گیر کرده بود، فهمید که راهِ نجات، مبارزه با زمان نیست، بلکه «پذیرش» آن است. او به جایِ تلاش برای متوقف کردنِ حرکتِ عقربه‌ها، اجازه داد زمان از میانِ او بگذرد. این کار باعث شد که او از محدودیتِ جسمانی خارج شود. او حالا نه یک انسان، بلکه یک موجودِ زمان‌مند شده بود که می‌توانست در هر لحظه حضور داشته باشد.️
3.4
فانتزی و تخیلی فلسفی پذیرش زمان رهایی از زمان حضور در لحظه انسان زمانمند
در فیزیک مدرن، «حالِ» مشترک وجود ندارد؛ نظریهٔ نسب...

پذیرش زمان؛ رادین و رهایی از اسارت عقربه‌ها:

در فیزیک مدرن، «حالِ» مشترک وجود ندارد؛ نظریهٔ نسبیت نشان می‌دهد هم‌زمانی مطلق توهم است و هر ناظر، برشِ زمانیِ خودش را دارد. مغز هم زمان را به‌صورت قطعه‌های حسی می‌سازد، نه جریان پیوسته. پس زمان‌مند شدن یعنی رهایی از برچسبِ «اکنون» و ورود به مدلِ بلوک‌جهان؛ جایی که گذشته و آینده فقط مختصات‌اند. اگر زمان این‌قدر انعطاف‌پذیر باشد، «پذیرش» آن چه معنای تازه‌ای پیدا می‌کند؟

راهکار:

بازتعریف پیشنهادی: اگر «پذیرش زمان» را نه تسلیم، بلکه هم‌حرکتی با ریتم جهان ببینیم، رادین در واقع از جنگ با بیرون دست می‌کشد تا با نظم درونی‌اش هماهنگ شود. برای گسترش این ایده، می‌توانی همین پذیرش را به یک موقعیت روزمره مثل ترافیک یا انتظار در صف گره بزنی و نشان بدهی که چگونه «گذشتنِ زمان» از بدن، تجربه‌ی کیفیت زندگی را عوض می‌کند.

مشابه ها