بعد تو بعدی نیست؛ ذهنآگاهی و رهایی از زمان:
مغز ما یک شبکهی پیشفرض (Default Mode Network) دارد که مدام آینده را شبیهسازی میکند و ما را در «اگر بعدش چی؟» غرق میکند. در مدیتیشن عمیق، فعالیت این شبکه افت شدیدی پیدا میکند و برای نخستین بار طعم «بعدی نیست» را میچشیم. از قضا «مانی» ریشه در واژهی اوستایی «مئنی» به معنای ذهن دارد؛ انگار ذهن با خودش قرار میگذارد که زمان را متوقف کند.
راهکار:
این احساس که «بعدی» وجود ندارد، همان لحظهی رها شدن از چرخهی بیپایان «بایدها»ست. در ذن به آن «ساتوری» میگویند؛ یعنی نگاه کردن به زندگی، نه از پنجرهی زمان، که از پنجرهی بودن.