رفاقت واقعی؛ از گردن دادن تا بیگ بنگ شدن:
در علوم اعصاب به این میگویند «همحسی درد»: وقتی آدمی که به او حس نزدیکی میکنی را در خطر ببینی، مدارهای درد بدنت واقعاً فعال میشود و مغز برای محافظت از او، تصمیمهای پرخطر میگیرد. حتی جالبتر: اکسیتوسین فقط «هورمون عشق» نیست، بلکه «هورمون مرز» است؛ مرزِ «ما» و «بقیه» را تیز میکند. پس «گردن دادن» فقط شعر نیست، یک مکانیزم بقای گروهی است. سوال: مرز این ازخودگذشتگی کجا باید کشیده شود؟
راهکار:
این متن رفاقت را به زبان افراط و بیگ بنگ تعریف میکند: رفیق کسی است که هم تیغ را میبیند و هم نمیخواهد تنها باشد. شاید خوانش تازهاش این باشد: اگر حاضریم برای کسی «بیگ بنگ» شویم، او هم میتواند ستارهی ثابت ما باشد.