عشق ریالی نیست؛ نگاهی به قیمتناپذیری احساس:
در اقتصاد رفتاری، وقتی رابطهای با معیار پولی سنجیده میشود، مغز مسیر پاداش را از نواحی هیجانی به نواحی محاسبهگر تغییر میدهد؛ به این پدیده «جابهجایی انگیزه» میگویند. آزمایش دسی و رایان نشان داد پاداش مادی برای کاری که با انگیزه درونی انجام میشود، اشتیاق را کاهش میدهد. عشق نیز اگر با تراکنش ریالی معنا شود، از تجربهای خودانگیخته به قراردادی حسابگرانه بدل میشود. در مغز، هیجان عاشقانه با فعالسازی ناحیه تگمنتوم شکمی و آزادسازی دوپامین همراه است، نه با محاسبه سود و زیان. سؤال: اگر عشق قیمت ندارد، چرا بازارهای مجازی مدام برای آن قیمتگذاری میکنند؟
راهکار:
این جمله را میتوان اینطور دید: عشق نه از جنس واحد پول، بلکه از جنس واحد زمان است؛ ساعتها توجه بیپولی که دو نفر خرج هم میکنند. برای گسترشش میتوانی از زاویهی «اقتصاد زمان» بنویسی: آدمها در عشق، بهجای ریال، دقیقههای عمرشان را سرمایهگذاری میکنند.