*من قاتل نیستم *
پارت بیست و هفت:
فیروزه دیگر فقط عزادار نبود؛ داشت از درون میپوسید. اولش فکر میکرد این حالِ بد، طبیعی است. فکر میکرد باید بگذرد، باید زمان بگذرد، باید صبحهای بیشتری بیایند، شبهای بیشتری رد شوند. اما زمان به نفع او کار نمیکرد. هر روز که میگذشت، گناهش شکلِ تازهتری میگرفت. یک روز خودش را مقصرِ صدای ترمز ماشین میدید. روز دیگر مقصرِ رنگِ دیوار بیمارستان.️
پارت بیست و هفت:
فیروزه دیگر فقط عزادار نبود؛ داشت از درون میپوسید. اولش فکر میکرد این حالِ بد، طبیعی است. فکر میکرد باید بگذرد، باید زمان بگذرد، باید صبحهای بیشتری بیایند، شبهای بیشتری رد شوند. اما زمان به نفع او کار نمیکرد. هر روز که میگذشت، گناهش شکلِ تازهتری میگرفت. یک روز خودش را مقصرِ صدای ترمز ماشین میدید. روز دیگر مقصرِ رنگِ دیوار بیمارستان.️
1.0
غمگین روانشناسی سرزنش خود افسردگی پس از سانحه حس گناه بعد از حادثه پوسیدن از درون مطالعات روانشناسی نشان میدهد که خودسرزنشگری پس ...