جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

پناه بردن به خیال

2 پست
متن های پناه بردن به خیال / بهترین متن پناه بردن به خیال [پیشنهادی]
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
ما از دلگیری روزهایمان به شب پناه می‌بردیم،
و از دلتنگی شب‌هایمان به روز، و این‌گونه بود که تمام جوانی‌مان در ناتمامی یک انتظار، تمام شد.

‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
4.6
غمگین فلسفی دلتنگی شب انتظار بی‌پایان از دست رفتن جوانی پناه بردن به خیال
آیا می‌دانستید مغز انسان در هنگام انتظار، دوپامین ...

دلگیری روز و دلتنگی شب؛ پایان انتظار در جوانی:

آیا می‌دانستید مغز انسان در هنگام انتظار، دوپامین را نه برای لذت بردن از رسیدن، بلکه برای تحمل نبودن ترشح می‌کند؟ این ماده شیمیایی ما را در چرخه‌ای از امید و ناامیدی نگه می‌دارد تا انگیزه‌مان را حفظ کنیم. اما وقتی انتظار تبدیل به عادت شود، همان دوپامین باعث می‌شود خودِ انتظار را به هدف تبدیل کنیم و از پایان‌یافتنش بترسیم. به همین دلیل است که گاهی نرسیدن از رسیدن شیرین‌تر می‌شود. سوال: آیا تا به حال شده برای چیزی آنقدر صبر کنید که دیگر نخواهید به‌دستش بیاورید؟

راهکار:

این متن تصویری شاعرانه از «فرار دوگانه» ارائه می‌دهد: از روز به شب و از شب به روز. اما روانشناسی می‌گوید انتظار زمانی طاقت‌فرسا می‌شود که به جای تصمیم‌گیری، مدام میان دو ناخوشایند جابه‌جا شویم. پیشنهاد: به جای پناه بردن، یک انتخاب آگاهانه کن. حتی اشتباه، بهتر از ناتمامی دائمی است.

قدمت این سایه هم اندازه ی عمر من است و سالهاست به دنبال او هستم. اما گاهی با صدای شکستن امیدم، دست از گشتن برمیدارم و انگاه، نوای زیبای خنده ی او مرا در باتلاق حسرتش میندازد. قبلا، در میان عقل و قلبم سرگردان بودم.ولی حالا، عقل و قلبم در صلحند و با هم با دشمن مشترکشان، ترس، میجنگند و من در میان تلاطم خروشان این جنگ، به خیالم پناه برده ام. خیالی، که مانند کشتی نوح روی این دریا شناور و نجات دهنده است. ️
-
فلسفی عاشقانه پناه بردن به خیال جنگ با ترس سایه ی گذشته صلح عقل و قلب
در روان‌شناسی یونگ، «سایه» بخش واپس‌زده‌ی خود است ...

صلح عقل و قلب در جنگ با ترس؛ کشتی نوحِ خیال:

در روان‌شناسی یونگ، «سایه» بخش واپس‌زده‌ی خود است و تعقیب آن در بیرون، نوعی فرافکنی است نه یافتن. مغز انسان خیال را با همان شبکه‌ی عصبی ادراک واقعی پردازش می‌کند؛ برای همین پناه بردن به خیال، نوعی شبیه‌سازی بقاست نه فرار محض. نکته مهم‌تر این است که مدار مغزی ترس، یعنی آمیگدال، با تصویرسازی هدایت‌شده آرام می‌شود؛ پس خیال می‌تواند فرمانده‌ی جنگ با ترس باشد، نه سنگر انفعال.

راهکار:

این روایت را می‌توان از زاویه‌ای دیگر دید: سایه نه چیزی بیرونی، بلکه بخش جداشده‌ی خود توست و خیال، نه گریز، که شبیه‌سازی امن برای عبور از طوفان ترس است.

نصب برنامه اندروید تاوبیو
مشابه ها