راز جمله «بعضی وقتها باید بد باشی»؛ مرزگذاری یا خودخواهی سالم؟:
در نظریه بازیها، استراتژی «چشم در برابر چشم» یکی از موفقترین الگوهاست: اول همکاری کن، اما اگر طرف خطا کرد، تلافی کن. کسی که همیشه «خوب» است و هیچوقت واکنش نشان نمیدهد، در بلندمدت توسط فرصتطلبها استثمار میشود و حتی بقای گروه را به خطر میاندازد. پس «بد» شدنِ بهموقع، یک مکانیزم بقای اجتماعی است، نه انحراف از اخلاق. وقتی «بد» میشوی، واقعاً داری از چه حق خودت دفاع میکنی؟
راهکار:
این جمله در واقع دعوت به مرزگذاری است نه بدذاتی؛ اگر کسی از «نه» شنیدن ناراحت میشود، یعنی به «همیشه بلهگو» بودنت عادت کرده بود.