احساس عجیب میان تنهایی و دیوانگی:
تحقیقات عصبشناسی نشان میدهد که حرف زدن با خود (self-talk) یکی از ابزارهای قدرتمند مغز برای سازماندهی افکار و حل مسئله است. افراد باهوش معمولاً بیشتر با خودشان حرف میزنند. آنچه شما 'دیوانگی' مینامید، در واقع زمانی رخ میدهد که فرد نتواند صدای درونی را از واقعیت بیرونی تفکیک کند. پس این که نه تنها هستی و نه دیوانه، یعنی دقیقاً در وضعیت بهینهٔ شناختی قرار داری. سوال اینجاست: آیا تا به حال به این فکر کردهای که چرا مرز بین تنهایی و خلاقیت اینقدر باریک است؟
راهکار:
این ایستادن در میانه دقیقاً مرز هوشیاری و خلاقیت است. بسیاری از فیلسوفان و نویسندگان بزرگ، در همین نقطهٔ مبهم، عمیقترین ایدههایشان را پیدا کردهاند. نه تنهایی مطلق، نه جنون، بلکه آستانهٔ خودآگاهی. شاید این 'وسط' جایگاهی باشد که از آن میتوانی جهان را بدون قضاوت تماشا کنی.