از باغ می برند چراغانی آن کنند
تا کاج جشن های زمستانی آن کنند
پوشانده اند صبح تورا ابر های تار
تنها به این بهانه که با آنی آن کنند
یوسف به این رها شدن از چاه دل نبند
این بار می برند که زندانی آن کنند
ای گل گمان مکن که به شب جشن می روی
شاید به خاک مرده ای ارزانی آن کنند
یک نقطه بیش فرق رحیم و رحیم نیست
از نقطه ای بترس که شیطانی آن کنند
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
گاهی بهانهای که قربانی آن کنند
️
تا کاج جشن های زمستانی آن کنند
پوشانده اند صبح تورا ابر های تار
تنها به این بهانه که با آنی آن کنند
یوسف به این رها شدن از چاه دل نبند
این بار می برند که زندانی آن کنند
ای گل گمان مکن که به شب جشن می روی
شاید به خاک مرده ای ارزانی آن کنند
یک نقطه بیش فرق رحیم و رحیم نیست
از نقطه ای بترس که شیطانی آن کنند
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
گاهی بهانهای که قربانی آن کنند
️
3.7
فلسفی شعر فریب با ظاهر زیبا متن مفهومی درباره فریب نیت پنهان آدمها شعر عمیق درباره فریب در زیستشناسی، مفهومی به نام «تقلید تهاجمی» وجود د...