غمی که در استخوان میگدازد: شعر ابتهاج:
آیا میدانستید مغز هنگام غم عمیق، مادهٔ خاکستری را در آمیگدال کمتر فعال میکند اما نورونهای آینهای در قشر پیشپیشانی را بیشتر شعلهور میسازد؟ یعنی اندوهی که «در استخوان میگدازد» واقعاً یک واکنش فیزیولوژیک است: استخوانها با ترشح استئوکلسین به هیپوتالاموس سیگنال پریشانی میدهند. انگار بدن پیش از زبان، غم را هضم میکند. چه میشود اگر به جای واژه، به سلولهایت گوش کنی؟
راهکار:
این بیت از ابتهاج، غمی را تصویر میکند که کلمات از بیانش عاجزند. گاهی دقیقاً همین «نمیدانم چه میخواهم بگویم» نشانهٔ عمیقترین حسهاست. اگر نوشتهات را با یک سطر از غم خودت کامل کنی، شاید دیگران هم در آن طنین را بشنوند.