ساعتی از شب گذشته بود و باران آرام آرام شیشه را نقاشی میکرد. چراغ خیابان نورِ نارنجیاش را پهن کرده بود رویِ سنگفرش خیس، و من فکر میکردم گاهی آدم برای رسیدن، باید از ایستگاهِ دلتنگی هم پیاده شود. هوای اتاق بوی چایِ مانده و کاغذِ خیسِ خاطرات داشت.️
3.9
فلسفی تنهایی دلتنگی در شب بارانی گذشتن از خاطرات ایستگاه دلتنگی نماد باران و تنهایی آیا میدانستی مغز انسان هنگام باران، سطح دوپامین ر...