بغض در گلو: معنای استعارهٔ ابر در شعر فارسی:
آیا میدانستی اشکهای احساسی (نوعی که از غم یا شوق میآید) از نظر شیمیایی با اشکهای بازتابی (مثل پیاز) متفاوت هستند و حاوی هورمون استرس و اندورفین هستند؟ این یعنی وقتی گریه میکنی، مغزت دارد مواد شیمیایی التیامبخش ترشح میکند. اما «ابر در گلو» یعنی چرخهای طبیعی که با فشار اجتماعی یا عادت ابراز نشدن مسدود شده است. سؤال به جامعهی تاو: آیا تا حالا خودت رو مجبور به فروبردن اشکت کردی و بعدش چه حسی داشتی؟
راهکار:
توصیف «ابر در گلو» یک استعارهٔ شاعرانه از احساسات سرکوبشده است. میتوانی این تصویر را در یک شعر یا داستان کوتاه بسط دهی: مثلاً ابری که در گلو میماند و بعد در یک لحظهٔ غیرمنتظره به سیل تبدیل میشود.