نقد مردسالاری با یک سوال: در برابر چه کسی؟:
در انسانشناسی، «محافظت» همزاد «تهدید» است: در قبایل اولیه، اصلیترین خطر برای زنان نه حیوانات وحشی، بلکه مردان قبایل رقیب بود. در نخستیسانان نیز نرها اغلب برای دفع نرهای متخاصم میجنگند، نه شکارچیان. به این میگویند پارادوکس امنیت: محافظ، خودش جزئی از ساختار تهدید است. اگر تهدید اصلی حذف شود، محافظ چه نقشی دارد؟
راهکار:
این دیالوگ با یک حرکت، بار اثبات را جابهجا میکند: به جای دفاع از نیاز به محافظت، خودِ مفروضِ «تهدید بیرونی» را زیر سوال میبرد. میتوانی این ساختار را به ادعاهای مشابه بسط بدهی و بپرسی: «اگر فلان نهاد نبود، چه کسی نظم را حفظ میکرد؟ در برابر هرجومرجی که خودش میسازد؟» این قاب برای تولید محتوای طنز-فلسفی عالی است.