نفرت از شهر بزرگ به خاطر یک نفر:
ذهن برای صرفهجویی شناختی، یک تجربهٔ منفی را به کل یک مکان تعمیم میدهد؛ این خطای «تعمیم بیشازحد» با سوگیری منفیگرایی پیوند دارد. مغز درد اجتماعی را تقریباً مثل درد فیزیکی پردازش میکند، پس یک نفر میتواند کل جغرافیای شهر را در حافظه آلوده کند. آیا واقعاً از شهر نفرت داری یا از خاطرهٔ آن یک نفر؟
راهکار:
این نفرت لزوماً به جغرافیای شهر نیست؛ شهر صحنهٔ یک خاطره شده و ذهن، آن حس را به کل مکان تعمیم میدهد. اگر شهر را از آن شخص جدا کنی، ممکن است ببینی چه چیزهای دیگری هم آنجا منتظر تو هستند.