اشتیاق برای شبی بیفردا: دلنوشتهای غمگین:
در تاریکی مطلق، ساعت زیستی انسان به چرخهای ۲۵ ساعته تغییر میکند. یعنی شبی که هرگز تمام نشود، مغز را وارد بیزمانی فیزیولوژیک میکند، جایی که مفهوم فردا از اساس فرو میریزد. این همان حالتی است که تجربههای نزدیک به مرگ هم گزارش میدهند: زمان، دیگر خطی نیست. آیا این اشتیاق، در واقع میل ناخودآگاه ما به رهایی از خط زمان است؟
راهکار:
این اشتیاق برای شبی بیفردا، در واقع فرار از بار روانی فرداهاست. مغز در لحظهای که «فردا» حذف شود، وارد حالتی از حضور محض میشود که در مدیتیشن به آن «اکنون» میگویند.