اگر پایان را میدانستی، هیچوقت آغاز نمیکردی؟:
یک حقیقت جالب روانشناختی: 'سوگیری پسنگر' (Hindsight Bias) باعث میشه فکر کنیم پایان همیشه قابل پیشبینی بوده، درحالیکه مغز ما برای بقا، خاطرات رو دستکاری میکنه. یعنی الان که به گذشته نگاه میکنی، احساس میکنی 'میدانستی'، اما اون لحظه واقعاً نمیدونستی. این توهم دانایی، درد حسرت رو چند برابر میکنه. به نظرتون چرا آدمها باز هم شروع میکنن، حتی با علم به احتمال تلخ شدن پایان؟
راهکار:
این جمله رو برعکس ببین: ندانستن پایان، تنها موتور محرک امید و جسارت در انسانهاست. اگر پایان از اول معلوم بود، هیچ شروعی معنا نداشت. شاید این 'نادانی'، خودش بزرگترین هدیهست.