متنفر از غریبهی تو، آیینه | شعری کوتاه:
هگل «خودبیگانگی» را لحظهای میدانست که انسان خودش را مثل یک ابژه و غریبه میبیند. آیینه این پارادوکس را ملموس میکند: همزمان که نزدیکترین تصویر به توست، میتواند بیگانهترین چهره باشد.
راهکار:
آیینه غریبه نیست؛ سطحی است که تو را بدون قصههایت نشان میدهد. آنچه آزارت میدهد، احتمالاً تصویری است که با روایت همیشگیات از خودت جور در نمیآید. اسم آن بخش ناشناس را پیدا کن؛ همانجا که هنوز با خودت آشتی نکردهای.