╔══ೋ ✿⃟ٖٜٖٜٖٜ🍃࿐
عشقم حلالت، ای بدکرده با دل...
اشکم فرو نشست، ببین چه کرده با دل!
دردیست نهانی، حالِ دورانم ببین و
حرفِ تنهاییست، غرور چه کرده با دل!
»» رفتم، بهایِ عشق را دادم ««
»» بهایِ تمامِ «دوستت دارم»هایی که، تا جان با من بود ««
من از تبارِ پاییزم؛
همانقدر تنها، همانقدرِ زرد...
تو اما...
تو آن بهارِ رفته بودی که در زمستانِ باورهایم،
جوانه نزدی... فقط یخ زدی.
حالا نه گلایهای باقیست،
نه مجالی ب️
عشقم حلالت، ای بدکرده با دل...
اشکم فرو نشست، ببین چه کرده با دل!
دردیست نهانی، حالِ دورانم ببین و
حرفِ تنهاییست، غرور چه کرده با دل!
»» رفتم، بهایِ عشق را دادم ««
»» بهایِ تمامِ «دوستت دارم»هایی که، تا جان با من بود ««
من از تبارِ پاییزم؛
همانقدر تنها، همانقدرِ زرد...
تو اما...
تو آن بهارِ رفته بودی که در زمستانِ باورهایم،
جوانه نزدی... فقط یخ زدی.
حالا نه گلایهای باقیست،
نه مجالی ب️
3.4
عاشقانه غمگین شعر جدایی شعر عاشقانه پاییزی غرور و عشق متن دلتنگی و تنهایی تصویربرداری fMRI نشان میدهد رد عشقی همان نواحی مغ...