مرز دیوانگی و حقیقت؛ تیمارستان آدمهای نزدیک به واقعیت:
پارادوکس «حقیقتگویی و انگ دیوانگی» در تاریخ مکرر است: در شوروی، مخالفان سیاسی را با تشخیص «اسکیزوفرنی کندذهنی» بستری میکردند. روانشناسی اجتماعی هم نشان میدهد اکثریت صدای اقلیت بیقید را نخست «نابهنجار» برچسب میزند، نه لزوماً غلط. مرز جنون و نبوغ اغلب با معیار سازگاری با روایت جمعی سنجیده شده، نه صدق محض.
راهکار:
این جمله «دیوانه» را نه صفتِ ذهن، بلکه برچسبِ اجتماع میبیند: هر روایت جمعی تا یک نقطه صدا را تحمل میکند و از آنجا صدای نزدیکتر به واقعیت را به حاشیه میراند. پرسش تازه این است: چه کسی مرز عقل و جنون را تعیین میکند و هزینه گفتن حقیقت را چه کسی میپردازد؟