وجودت مثل مورفین؛ هم التیام، هم وابستگی:
مورفین فقط درد را کم نمیکند؛ به گیرندههای اپیوئیدی مغز میچسبد و سیستم پاداش را چنان فعال میکند که بدن «نیاز» را با «لذت» اشتباه میگیرد. جالبتر: مغز انسان هنگام عشق ورزیدن، مواد شبهمورفین درونزا یعنی اندورفین ترشح میکند و همان مسیر سرخوشی و وابستگی فعال میشود. یعنی عشق واقعاً از نظر عصبی شباهت زیادی به اعتیاد دارد.
راهکار:
این استعاره را از زاویهای دیگر ببین: مورفین در اورژانس درد را قطع میکند، اما درمان اصلی نیست؛ اگر کسی «مورفین» توست، یعنی در دردهای تو مسکن است، نه معنای زندگیات. چه میشود اگر عشق را به اکسیژن تشبیه کنیم؛ چیزی که نه فقط در بدحالی، بلکه در سلامت هم حیاتی است؟