خوبی کردن الکی و مرز گذاشتن با آدمهای بیظرفیت:
در روانشناسی اجتماعی، «خوبیِ بیمرز» به «سوءاستفاده از مرزها» گره میخورد؛ مغز مهربانی بیقید را منبعی تمامناپذیر میبیند و آستانهٔ قدردانی طرف مقابل را پایین میآورد. در جوامع شکارچی-گردآورنده، بخشش بیحساب «اعتبار اجتماعی» را خدشهدار میکرد و همکاری را ناپایدار میساخت. راز، خوبیِ مشروط به احترام متقابل است نه خوبی الکی.
راهکار:
خوبی اگر از سر ترس یا اجبار باشد، به باجدادن تبدیل میشود؛ اما خوبی از سر انتخاب، قدرتش را از مرزهای روشن میگیرد. آدمهای بیظرفیت آینهٔ اندازهٔ انتظارات ما نیستند؛ نشان میدهند کجای زندگیمان مرز نداشتهایم.