چرا با بیتوجهی به ناراحتی، آدمها را از دست میدهیم؟:
بیتفاوتی از خیانت هم سمیتر است؛ در عصبشناسی، «نادیدهگرفتن ابراز دردِ دیگری» مدار مشترکی با «انکار وجود» را فعال میکند. مغز کسی که مدام بیتفاوتی میبیند، همان درد طرد فیزیکی را حس میکند و پژوهشها نشان داده با درماندگی آموختهشده، حتی دستش برای التماس هم بالا نمیرود. اینجا خوابِ تو برای او یعنی: «حق نداری حالِ بدت را روی زندگی من بیاوری.»
راهکار:
این جمله را میتوان از چشمِ کسی که میخوابد هم خواند: او نمیخوابد چون بیاحساس است؛ میخوابد چون نمیداند با گناهِ ناتوانی در برابر ناراحتیِ دیگری چه کند، پس آن ناراحتی را از ذهنش پاک میکند. این «مهم نبودن» شاید در واقع «نفهمیدنِ مهم بودن» است.