شطرنج غفلت: چرا وزیرِ دیگران میشویم و مات میخوریم؟:
در نظریه بازیها، «معمای زندانی» نشان میدهد که انسانها حتی وقتی همکاری سودمندتر است، به خاطر ترس از خیانت، گزینهی خائنانه را انتخاب میکنند. این بیت دقیقاً همان «ترس از کیش» را روایت میکند: ما چنان درگیرِ محافظت از مهرههای دیگران (وزیرِ این و آن) میشویم که فراموش میکنیم شاهِ خودمان در معرض خطر است. در شطرنج واقعی، بهترین دفاع، حملهی هماهنگ است، نه قربانی کردنِ مهرههای کلیدی برای بقای موقت. سؤال اینجاست: آیا تا به حال شده که برای حفظ یک رابطه، «شاهِ» خودت را قربانی کنی؟
راهکار:
این بیت را میتوان به «بازی قدرت در روابط روزمره» تعمیم داد: وزیرِ هر کسی شدن، یعنی اختیارِ حرکتهایت را به دیگری دادن. پیشنهاد: یک بار بنشین و فهرست کن که در کدام رابطهها «وزیرِ» طرف مقابل شدهای و کدامهایشان واقعاً به نفع تو بوده است.