حسرت جوانی: ما هرگز جوان نبودیم:
مفهوم «جوانی» بهعنوان یک مرحلهٔ مجزای زندگی، اختراعی نسبتاً جدید است. تا پیش از قرن بیستم، در بسیاری از فرهنگها کودک مستقیماً وارد دنیای بزرگسالی میشد و «نوجوانی» وجود نداشت. جالبتر اینکه مغز انسان تا ۲۵ سالگی به تکامل کامل نمیرسد، اما حسرتِ «جوانی نزیسته» اغلب حسرتِ یک اسطورهٔ مدرن است، نه یک واقعیت زیستی. شاید افسوس ما بابت چیزی است که اصولاً در ذهنمان ساختهایم.
راهکار:
جوانی لزوماً عدد نیست، جسارتی است که میشود دوباره به دستش آورد. خیلیها در ۲۰ سالگی پیرند و خیلیها در ۶۰ سالگی جوان. شاید «هرگز جوان نبودیم» یعنی هرگز به خودمان اجازهٔ خطاکردن و سبکبار زیستن ندادیم. میتوان از امروز آن جسارت را تمرین کرد، بیآنکه گذشته را انکار کرد.