عشق مال قصه هاست یا کتاب ها؟:
مغز هنگام خواندن یک داستان عاشقانه، دوپامین و اکسیتوسین ترشح میکند؛ دقیقاً همان کوکتل شیمیایی عاشق شدن واقعی. اما فرق بزرگ این است: در کتاب، معشوق هیچوقت بیوفایی نمیکند. پس عشق قصهها فرار نیست؛ تمرین مغز برای سختگیرانهتر شدن در انتخاب است.
راهکار:
این دیالوگ کوتاه در واقع قصهها را آیینهی زندگی میکند؛ اگر عشق را در کتابها میبینیم، چون جایی در واقعیت آن را تجربه کردهایم یا کمبودش را حس کردهایم. پس کتابها فرار نیستند، نقشهی گمشدهی دلاند.