تنهایی در حال خوب و بد؛ وقتی هیچکس کنارمان نیست:
احساس تنهایی در مغز دقیقاً مدارهایی را فعال میکند که هنگام درد جسمی روشن میشوند؛ به همین دلیل طرد شدن واقعاً درد دارد. پژوهشها نشان میدهد تنهایی مزمن سطح کورتیزول را بالا میبرد، خواب را تکهتکه میکند و حتی پاسخ ایمنی را ضعیف میکند. نکته عجیبتر این است که تنهایی با تعداد آدمهای حاضر ارتباط مستقیم ندارد؛ کیفیت پیوند روانی تعیینکننده است. افرادی که در جمع هم احساس نامرئی بودن میکنند، همان سیگنالهای تنهایی را نشان میدهند. پس مغز ما تنهایی را یک تهدید بقا میبیند، نه صرفاً یک حس گذرا.
راهکار:
این جمله را میشود جور دیگری دید: آدمهایی که فقط روزهای خوب میآیند، نقش مهمان دارند نه همراه. تنهایی، هرچند تلخ، دارد فهرست واقعی اطرافیان را برایتان فاش میکند؛ شاید این آگاهی دردناک، اولین قدم برای ساختن پیوندهایی است که در روز بد هم بمانند.