بیتفاوتی؛ راهی برای کنار آمدن با زندگی یا فرار از آن؟:
در روانشناسی به این حالت «فرسودگی هیجانی» یا emotional blunting میگویند؛ مغز برای محافظت از خودش واکنش عاطفی را کاهش میدهد. اما پژوهشها نشان میدهد سرکوب مزمن احساسات، آمیگدال را حساستر و حافظه عاطفی را مخدوش میکند. در فلسفه رواقی، «آپاتیا» به معنای بیتفاوتی نیست، بلکه رهایی از هیجانات مخرب است؛ تفاوتی که اغلب گم میشود. جالب اینجاست که نورونهای آینهای، بیتفاوتی را مسری میکنند؛ یعنی یک جامعه بیتفاوت میتواند بیتفاوتی را عادیسازی کند.
راهکار:
بیتفاوتی در نگاه اول شبیه آرامش است، اما روانشناسان آن را نوعی اجتناب تجربهای میدانند که هیجان را خفه میکند نه حل. شاید راه سوم، «بیاعتنایی گزینشی» باشد: اهمیت ندادن به چیزهایی که کنترلش با تو نیست، نه به همه چیز.