خسته از آدمهای زندهکش و مردهپرست:
در روانشناسی اجتماعی، تقدیس مردگان و بیاعتنایی به زندگان یک سوگیری شناختی است: مرده دیگر تغییر نمیکند، اشتباه نمیکند و تهدیدی برای وضع موجود نیست؛ پس ایمنتر است. جوامع برای کاهش اضطراب مرگ، قهرمان مرده را اسطوره میکنند و هنرمند زنده را نادیده میگیرند. این پدیده «شکوه پس از مرگ» نام دارد.
راهکار:
این خستگی شبیه تشنگی در مردابی است که فقط یاد مردگان را زمزمه میکند؛ اما خودِ تشنگی، مدرکی است بر اینکه هنوز چشمهای در تو جوشان است. چیزی که آدمهای زندهکش نمیتوانند تحمل کنند، همین نبض زنده است.