خسته از مردهپرستی و زندهکشی آدمها:
پدیدهٔ «تقدیس پس از مرگ» در روانشناسی سوگ: ذهن برای کاهش ترس از مرگ، مردگان را آرمانی میکند و زندگان را ناکافی میبیند. همین مکانیسم در فرهنگها به قهرمانسازی از کشتهشدگان انجامیده و گاه مسئولیت نسبت به زندگان را پنهان میکند. آیا این آرمانیسازی، بدهی ما به زندهها را نمیپوشاند؟
راهکار:
بازتفسیر: این خستگی از آنجا میآید که جامعه برای فرار از مسئولیت نسبت به زندگان، مردگان را قهرمان میکند. هر بار یک مرده تقدیس میشود، میتوان پرسید کدام زندهٔ امروز نادیده گرفته شده؛ همین پرسش، سوگ را از ریاکاری جدا میکند.