مهمونی عصرونه؛ از ساعت ۵ تا ۳ صبح با لبخند:
پدیدهای که گفتی در علوم اعصاب «اعوجاج زمانی هیجانی» نام دارد؛ وقتی مغز درگیر تعاملات اجتماعی و دوپامین میشود، مدارهای پردازش زمان در قشر پیشپیشانی کُند میشوند. نتیجه؟ سه ساعت در مهمانی یک ربع به نظر میرسد و یک ربع انتظار برای چای، سه ساعت. این همان چراییِ «۵» شدنِ ساعت ۳ است. سؤال: اگر مغز اینقدر راحت فریب میخورد، آیا برنامهریزیهای روزمرهات هم همینقدر ساختگیاند؟
راهکار:
میتوانی این موقعیت را به یک «قانون دورهمی» تبدیل کنی: ساعت مهمونی را از اول با رفقا شوخیگونه تعریف کنید، مثلاً «میایم تا ۵» یعنی «حداقل تا ۳ صبح هستیم»؛ اینطوری هیچکس غافلگیر نمیشود و خاطره هم بامزهتر میشود.