اکنون، من در این زندگیِ خاکستری، سرگردان و پریشان، به دنبال قاتلم میگردم. به دنبال کسی که با یک نگاه، تمامِ هستیام را از من ربود. اما وقتی به خود میآیم، میبینم که قاتل، نه غریبهای است و نه هیولایی؛ قاتل، همان چشمانِ زیبایی است که هر روز با اشتیاق به آنها خیره میشوم. من در جستوجویِ آن کسی هستم که مرا از پا درآورد، اما در نهایت، به جایِ انتقام، تنها به پرستشِ همان نگاهِ مرگبار تن میدهم.
Niusha ️
Niusha ️
4.4
عاشقانه فلسفی عشق ویرانگر چشمان معشوق عشق سمی خودویرانگری عاشقانه پارادوکس عشق و مرگ: در مغز، دیدن معشوق همان شبکه پ...