مونولوگ هملت: پوچی دنیا و آرزوی آب شدن جسم:
در متن اصلی، «solid flesh» فقط جسم سخت نیست؛ در فیزیک الیزابتی به مادهٔ فاسدشدنی اشاره دارد. این تکگویی مدتها پیش از فروید، مالیخولیا را نه اندوه، بلکه توقف کامل میل توصیف میکند. واژهٔ «خودکشی» ۱۳ بار در نمایشنامه تکرار میشود، اما هملت هرگز اقدام نمیکند؛ تردید او از خودِ مرگ نیست، از «خوابهای پس از مرگ» است. پارادوکس هملت: هرچه عقل بیشتر تحلیل میکند، اراده کمتر میشود.
راهکار:
این تکگویی از پردهٔ اول نمایشنامهٔ هملت است؛ درست پس از آنکه مادرش بیفاصله با عمویش ازدواج میکند. در اینجا «آب شدن جسم» نه فقط آرزوی مرگ، بلکه میل به محو شدن از جهانی است که نظم اخلاقیاش فرو ریخته. از این زاویه، هملت عزادارِ یک شخص نیست؛ عزادارِ معناست.