حذف کسی که میترسیدی نباشه؛ نقطه پایان ترس از جدایی:
در روانشناسی به این لحظه «رهش» میگویند؛ مغز پس از تحمل ترس مزمن از دست دادن، همان فرد را به منبع تهدید هیجانی تبدیل میکند و حذفش را نوعی تسکین میبیند. پژوهشها نشان میدهد قطع تماس با محرک اضطرابزا، ترشح کورتیزول را تا ۳۰٪ کاهش میدهد. یعنی آنچه «دل کندن» مینامیم، در عمل یک بیحسی شیمیایی خودساخته است. مرز بین خودمراقبتی و فرار از سوگ کجاست؟
راهکار:
این جمله را میشود جور دیگری دید: تو آن آدم را حذف نمیکنی؛ نسخهای از خودت را که برای نبودن او وحشت داشت، بایگانی میکنی. حذف، در واقع آخرین مرحله سوگواری نیست، اولین حرکت به سمت بیتفاوتی است؛ جایی که آدمها نه ارزش ماندن دارند، نه انرژی حذف شدن.