جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

خاطرات کودکی و پدر

1 پست
متن های خاطرات کودکی و پدر / بهترین متن خاطرات کودکی و پدر [پیشنهادی]
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
‏بَچه که بودم
وقتی یهویی برقامون میرفت
بابام هرجای خونه که بود داد میزد
نترسیدا من اینجام
الان تویِ جایی از زندگیم
دلم بابامو میخواد که وسطِ این تاریکی های زندگی
اونجایی که هیچ نورِ امیدی وجود نداره
یهو داد بزنهُ بگه
نترسیآ من اینجام :)))️
4.2
غمگین روانشناسی حس دلتنگی برای پدر خاطرات کودکی و پدر نیاز به حمایت در بزرگسالی ترس از تاریکی زندگی
در روانشناسی، این حس «بازگشت به پناهگاه امن» را «ت...

دلتنگی برای آن فریاد اطمینان‌بخش پدر در تاریکی:

در روانشناسی، این حس «بازگشت به پناهگاه امن» را «تنظیم هیجانی بیرونی» می‌نامند. کودکان برای آرامش، کاملاً به مراقب خود متکی‌اند. مغز بزرگسالان در مواجهه با استرس شدید، به‌طور ناخودآگاه به الگوهای دلبستگی اولیه بازمی‌گردد و همان صدای آرامش‌بخش را جستجو می‌کند. آیا در زندگی امروزتان، چه کسی یا چه چیزی نقش آن «منبع نور» قابل پیش‌بینی را دارد؟

راهکار:

این حس عمیق، نشان‌دهنده‌ی یک نیاز واقعی روانی به امنیت است. شاید نوشتن نامه‌ای به پدر (حتی اگر در دسترس نیست) یا شناسایی و تقویت «منابع نور» کوچک و واقعی در زندگی کنونی‌تان (مثل یک دوست قابل اعتماد، یک عادت آرامش‌بخش یا پیشرفت شخصی) بتواند کمی از بار این تاریکی بکاهد.

مشابه ها