جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

خاطرات دفن شده

1 پست
متن های خاطرات دفن شده / بهترین متن خاطرات دفن شده [پیشنهادی]
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
دیگر نیازی نیست که درِ خانه را ببندم

تمامِ تو، با رفتنت، از این خانه کوچ کرده است

من در پیِ ردِ پایی در میانِ غبارم

و تو در جایی دوری، خاطراتت را دفن کرده‌ای

هر شب که می‌گذرد، بخشی از من فرومی‌ریزد

مثلِ دیواری که ستونش را، بی رحمانه برداشته باشند

نه حرفی برای گفتن مانده، نه اشکی برای ریختن

تنها این «نبودنِ تو» است که تمامِ فضایِ اتاق را گرفته

چه بی‌رحمانه است که زمان هنوز می‌گذرد...🚬

5.0
تنهایی جدایی از بین رفتن رابطه نبودن عشق بی رحمی زمان خاطرات دفن شده
واقعیت جالب: مغز انسان هنگام فقدان عاطفی، همان نوا...

خاطرات دفن شده در غبار جدایی:

واقعیت جالب: مغز انسان هنگام فقدان عاطفی، همان نواحی را فعال می‌کند که هنگام درد فیزیکی. در یک مطالعه معروف، دیدن عکس معشوق سابق باعث فعال شدن اینسولای قدامی (همان ناحیه‌ای که احساس سوزش و شکستگی را ثبت می‌کند) می‌شود. پس این «دیواری که ستونش را برداشته‌اند» فقط یک استعاره نیست—یک واکنش عصبیِ واقعی است. آیا جامعه‌ی ما به اندازه‌ی کافی برای «سوگواری رابطه» مراسم دارد؟

راهکار:

این شعر به‌خوبی حس خلأ پس از جدایی را نشان می‌دهد. یک نگاه روان‌شناختی: گاهی «نبودن» آنقدر سنگین می‌شود که خود به یک حضور ملموس تبدیل می‌شود—مثل یک شبح که تمام اتاق را پر می‌کند. شاید بتوان این حس را در قالب یک داستان کوتاه یا نقاشی بسط داد: «حضور غیاب».

مشابه ها