شاید جوانی قسمت ما نبود؛ حسرت و جبر:
جوانی نه یک دوره ثابت زیستی، بلکه اختراعی مدرن است: تا قرن نوزدهم «نوجوانی» وجود نداشت و با قوانین کار کودک و آموزش اجباری ساخته شد. مغز خاطرات ۱۵ تا ۲۵ سالگی را بیش از هر دوره ثبت میکند؛ پدیدهای به نام برجستگی یادآوری. پس حسرت جوانی تا حد زیادی حسرت روایتی است که جامعه ساخته. کدام خاطره آن سالها را مغزت بیش از واقع بزرگ کرده؟
راهکار:
شاید عبارتت را بتوان اینطور برگرداند: جوانی نه سن بود نه قسمت؛ کیفیتی است که هر بار از حسرت پس گرفته میشود. آنچه قسمت ما نبود، «جوانی» نبود؛ «جوان مرگیدن» بود.