نبخشیدن خیانت: جملهای کوبنده درباره خشم از خدا:
در الهیات مسیحی، بخشش الهی بیقید و شرط است، اما در کتاب ایوب میبینیم که رنجدیدگان اغلب خدایی را طلب میکنند که بیشترین عدالت را داشته باشد. روانشناسی مدرن هم پدیدهای به نام «جراحت اخلاقی» را بررسی میکند: وقتی ارزشهای بنیادین نقض میشوند، آشتی با فرد خاطی – حتی از سوی خدا – به یک بحران هویتی تبدیل میشود. این جمله دقیقاً همان لحظه فروپاشی نظام عدالت شخصی را نشان میدهد. آیا بخشش الهی میتواند عملی علیه سلامت روانی قربانی باشد؟
راهکار:
این جمله یک نقطهگذار روانی را نشان میدهد: فروپاشی خدایی که قرار بود نگهبان عدالت باشد، اغلب به تولد یک خدای درونی منتهی میشود؛ خدایی که فقط قربانی را میشناسد. در فلسفه رواقی، این همان لحظه بازگشت به لوگوس شخصی است. شاید گوینده ناخواسته دارد اعلام استقلال اخلاقی میکند.