چای هم دیگر دوای درد ما نیست؛ جملهای تلخ از خستگی روحی:
کافئین چای با مسدودکردن گیرندههای آدنوزین، خستگی را پنهان میکند نه درد را؛ اما التیانین برگ چای امواج آلفا را بالا میبرد و آرامشی هوشیارانه میسازد. قهوهخانههای قدیم ایران هم محل حذف درد نبودند؛ بستری برای روایت جمعیِ رنج و کند کردن زمان بودند. چای مُسکنِ عاطفی نیست، آیینِ تابآوردن است.
راهکار:
شاید مسئله این نیست که چای اثرش را از دست داده؛ این درد است که از مرحلهٔ «تسکینپذیر» گذشته و به مرحلهٔ «روایتپذیر» رسیده. چای دیگر مسکن نیست، اما میتواند آیینِ همراهی باشد: فنجان را دم کن، بگذار تلخیاش با تلخیِ درون همآواز شود، و از همان همآوایی یک روایت تازه بساز.