طنز تلخ درباره انتخاب آدمها:
مغز ما داستان «یکی از صد» را با «سوگیری دسترسپذیری» پر میکند: نمونهای که به چشم میآید، احتمال واقعی را بزرگتر نشان میدهد. در عکاسی، عکس خوب حاصل حذف ۹۹ فریم است؛ در قضاوت انسانی، دیدن یک آدم خوب از میان صد نفر نهتنها قاعده را ثابت نمیکند، بلکه همان خطای نمونهگیری را رو میکند. کدام کادر را بیشتر به خاطر میسپاریم: حذفشدهها یا برندهٔ نهایی؟
راهکار:
این جمله را میتوان به نسخهای دقیقتر تبدیل کرد: آدمها مثل عکس نیستند که با حذف ۹۹ فریم، فریم صدم «خوب» شود؛ هر آدم یک کادر مستقل است و قضاوت دستهای، خطای نمونهگیری را بزرگ میکند. شاید معیار درست، کیفیت تکتک کادرها باشد، نه نسبت یکبهصد.