تنهایی مطلق: حتی سایه هم ترکم کرد:
از منظر اپتیک، سایه فقط در حضور نور معنا پیدا میکند. در تاریکی محض، هیچ چیز سایه نمیاندازد. جملهات یعنی چنان در ظلمت وجودی فرو رفتهای که حتی نبودِ نور هم دیگر سایهای نمیسازد. این هراسانگیزترین شکل تنهایی است: نبودِ شاهد، نبودِ اثر. اگر سایهای در کار نباشد، چطور بفهمی هنوز هستی؟
راهکار:
از دید فیزیک، سایه تنها زمانی محو میشود که منبع نور دقیقاً بالای سر باشد یا در تاریکی مطلق فرو روی. این جمله را میتوان جور دیگری دید: شاید نه از سر طرد شدن، بلکه در اوج روشنایی هستی که سایهای وجود ندارد؛ گویی خودْ منبع نور شدهای و سایهای برای ترک کردنت باقی نمانده.