انسان جایزالخطاست؛ اما چرا ما همیشه بخشنده نیستیم؟:
در روانشناسی به این پدیده «خطای بنیادی اسناد» میگویند: خطای خود را به شرایط و خطای دیگران را به شخصیتشان نسبت میدهیم. مغز انسان تهدید را دقیقتر از محبت ذخیره میکند؛ برای همین یک خطا از ده محبت ماندگارتر است. پژوهشها نشان میدهد عذرخواهی واقعی سطح کورتیزول را سریعتر کاهش میدهد، اما بخشیدن همیشه یک فرایند شناختی نیست؛ نوعی محاسبهی ناخودآگاه هزینه و امنیت است. چرا مغز ما شکستن اعتماد را سختتر از ترمیم آن پردازش میکند؟
راهکار:
ماجرا شبیه ترازوی معیوب است: خطای خودمان را روی کفهی «شرایط» میگذاریم و خطای دیگران را روی کفهی «ذات». شاید به همین دلیل است که آدمها در مقام خطاکار، «جایزالخطا» و در مقام قربانی، «دائمالبخشش نیستند». این فاصله بین دو نقش، همان جایی است که روابط یا سرد میشوند یا واقعیتر.