جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

جا گذاشتن خود

4 پست
متن های جا گذاشتن خود / بهترین متن جا گذاشتن خود [پیشنهادی]
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
- مدرسه كِ ميرفتيم . .
هربار كِ دفتر مشقمون رو جا ميذاشتيم
معلممون ميگفت:
‹مواظب باش خودتو جا نذارى ›
و ما ميخنديديم و فكر ميكرديم نميشه
خودمونو جا بذاريم ؛
بزرگ كِ شديم بارها و بارها
يه قسمت از خودمون رو جاگذاشتيم ؛
توى يه خيابون ، توى يه خاطره :)!
4.6
غمگین فلسفی جا گذاشتن خود از دست دادن هویت بزرگ شدن و تغییر خاطرات مدرسه
توی روانشناسی به این پدیده می‌گن «خود کاذب» (False...

از هشدار معلم تا جا گذاشتن خود در بزرگسالی:

توی روانشناسی به این پدیده می‌گن «خود کاذب» (False Self)؛ اولین بار وینیکات توضیح داد که بچه‌ها برای جلب رضایت والدین، بخش‌هایی از خود واقعی‌شان رو پنهان می‌کنند. جالب اینجاست که بزرگ‌سالی دقیقاً همون فرآینده، فقط مخاطب عوض می‌شه: جامعه، شغل، یا حتی خاطرات. سوالی که پیش میاد اینه: آیا می‌شه بخش‌های جاگذاشته رو دوباره پیدا کرد یا فقط باید پذیرفت که تغییرشون دادیم؟

راهکار:

این متن رو میشه به‌عنوان یه یادآوری برای «بازآفرینی خود» دید: هر بار که قسمتی از خودت رو جا می‌ذاری، فرصت داری اون رو با آگاهی بیشتر دوباره بسازی. پیشنهاد: یه دفترچه بردار و سه بخش از خودت که فکر می‌کنی تو مسیر زندگی جا موندن رو بنویس (مثلاً شجاعت، سادگی، یا یه علاقه قدیمی). بعد ببین کدومش هنوز قابلیت احیا داره.

دیگر هرگز به جایی که ترک کرده ام باز نخواهم گشت؛
حتی اگر خودم را جا گذاشته باشم ..!️
5.0
فلسفی تنهایی بازگشت به گذشته ترک کردن گذشته جا گذاشتن خود عدم بازگشت
آیا می‌دانستی مغز انسان هنگام ترک یک مکان آشنا، ما...

بازگشت ممنوع: حتی اگر خودت را جا گذاشته باشی:

آیا می‌دانستی مغز انسان هنگام ترک یک مکان آشنا، ماده شیمیایی «کورتیزول» (هورمون استرس) ترشح می‌کند که باعث می‌شود حس رها شدن را عمیق‌تر تجربه کنیم؟ جالب‌تر این که همین مکانیسم باعث می‌شود بعدها خاطرات آن مکان را گل‌مالی کنیم و فقط خوبی‌هایش را به یاد آوریم — همان «سوگیری نوستالژی». پس شاید «جا گذاشتن خود» یک خطای حافظه باشد، نه یک حقیقت. سوال برای شما: آیا تا به حال به جایی برگشته‌اید و فهمیده‌اید که آن «خودِ جا مانده» هرگز وجود نداشته است؟

راهکار:

این جمله بیشتر یادآور مفهوم «سوختن پل‌ها» است؛ می‌تواند نشانه‌ای از رشد و عبور از وابستگی‌های ناسالم باشد. اگر بخشی از خودت را جا گذاشته‌ای، شاید وقتش رسیده که آن بخش را دوباره در مسیر جدید پیدا کنی، نه در مکانِ رها شده.

نصب برنامه اندروید تاوبیو
« شلخته‌‌تر از سربازها ندیده‌ام.
از جنگ ك بر می‌گردند
یکی دستش را ، یکی پایش را ،
یکی دلش را ،
و حواس‌پرت‌ترین آن‌ها
خودش را جا میگذارد . . ❤️‍🩹🙂 »️
3.0
غمگین فلسفی جا گذاشتن خود بازگشت سربازان تروما و جنگ زخم‌های جنگ
جالب است بدانید در روانشناسی، پدیده‌ای به نام «ازخ...

شلخته‌تر از سربازها: جا گذاشتن خود در جنگ و زندگی:

جالب است بدانید در روانشناسی، پدیده‌ای به نام «ازخودبیگانگی پس از سانحه» (Post-Traumatic Depersonalization) وجود دارد که در آن بازماندگان جنگ نه تنها اعضای بدن، بلکه حس هویت و تعلق خود را از دست می‌دهند. تحقیقات نوروساینس نشان داده که استرس مزمن می‌تواند مدارهای مغزی مسئول «خودآگاهی» را مختل کند. به‌قولی، شلختگی این سربازها نه تنبلی، که مکانیسم بقاست. سؤال به‌جامانده: آیا در دنیای بی‌جنگ امروز هم «خودمان را جا می‌گذاریم» بی‌آنکه متوجه شویم؟

راهکار:

این متن در قلب خود به از دست دادن هویت در سایهٔ آسیب‌های روحی اشاره دارد. می‌توان آن را به عنوان استعاره‌ای از فرسودگی شغلی یا فراموشی خود در روابط روزمره هم تعبیر کرد؛ شاید دیدی تازه به «جا ماندن» در زندگی مدرن بدهد.

《شلخته تر از سرباز ها ندیده ام،
از جنگ ک برمیگردند
یکی دستش را،یکی پایش را ،
یکی دلش را،
وحواس پرت ترین آن ها
خودش را جا میگذارد..😔💔️
3.4
غمگین تنهایی جا گذاشتن خود قطع عضو در جنگ سربازان بازگشته از جنگ ترومای جنگ
طبق پژوهش‌های روان‌شناسی، بیش از ۳۰٪ سربازان بازگش...

جا گذاشتن خود در جنگ: روایتی از سربازان بازگشته:

طبق پژوهش‌های روان‌شناسی، بیش از ۳۰٪ سربازان بازگشته از جنگ دچار اختلال استرس پس از ضایعه (PTSD) می‌شوند که یکی از نشانه‌های آن «مسخ شخصیت» است: احساس جدا شدن از بدن یا ذهن خود. این همان «جا گذاشتن خود» در متن شماست. حقیقت شگفت‌انگیز این است که مغز برای بقا، بخشی از هویت را قربانی می‌کند. آیا تا به حال در بحرانی، حس کرده‌اید که از خودتان فاصله گرفته‌اید؟

راهکار:

این تصویر تلخ از سربازانی که نه فقط اندام، بلکه هویت خود را در میدان جنگ جا می‌گذارند، استعاره‌ای از هر شکست بزرگی در زندگی است. می‌توان آن را به از دست دادن عشق، شغل یا رویا هم تعمیم داد: گاهی زنده ماندن یعنی تکه‌هایی از خودت را پشت سر بگذاری.

مشابه ها