تا این من، من شد هزاران من؛ جستاری در هویت چندگانه:
مغز انسان «خود» را نه بهعنوان یک هسته ثابت، بلکه بهصورت روایتی سیال بازنویسی میکند؛ در آزمایشهای گازانیگا روی بیماران دوشکافمغزی، نیمکره چپ برای رفتارهای ناخودآگاه بلافاصله داستانسازی میکرد. پس «هزاران من» فقط استعاره نیست؛ معماری پیشفرض آگاهی است. اگر هر تصمیم نسخهای از تو میسازد، کدام نسخه راوی اصلی است؟
راهکار:
میتوان این جمله را آینهی چندتکه خواند: هر انتخاب، نسخهای از تو را فعال میکند؛ اما راوی اصلی همان ناظری است که متوجه تکثر میشود. همین آگاهی نقطهی اتصال «هزاران من» است.