گریه برای آنچه نشد و آنچه از دست رفت:
اشک عاطفی فقط آب نیست؛ حاوی کورتیزول، آدرنالین و لوسینانکفالین است و ترشحش به تنظیم سیستم عصبی خودمختار کمک میکند. روانشناسان به سوگِ «احتمالات ازدسترفته» میگویند کانترفکچوال سوگ: مغز برای مسیرهایی که انتخاب نشدند هم مثل یک فقدان واقعی عزاداری میکند.
راهکار:
این جمله اجازهنامهای برای «سوگ دوگانه» است: سوگِ چیزی که هرگز نبود و سوگِ چیزی که بود و رفت. گریه اینجا نه شکست است نه تسلیم؛ مراسم خداحافظی برای نسخههایی از زندگی است که مغز هنوز پروندهشان را نبسته. بهجای فراموشی، میتوان هر دو را در یک روایت تازه جا داد: یکی را بوسید، دیگری را دفن کرد.