ما همه مهاجریم؛ از غمی به غم دیگر:
تحقیقات در روانشناسی عصبشناختی نشان داده که ذهن انسان هنگام مواجهه با غمهای متوالی، مسیرهای عصبی جدیدی برای پردازش هیجانها میسازد – درست مثل مهاجرتی که مجبور است زبان و فرهنگ جدیدی بیاموزد. هر غم، سیناپسهای تازهای میسازد که بعدها تابآوری را بالا میبرند. آیا این مهاجرت اجباری میتواند به انتخابی آگاهانه تبدیل شود؟
راهکار:
این جمله را میتوان بازتابی از «نظریه مهاجرت عاطفی» دانست: هر غم، ویزای ورود به مرحلهای جدید از خودآگاهی است. اگر این چرخه را بپذیریم، شاید به جای فرار، سوار بر موج غم شویم.